کنده کاری پاریس خیابان تیراندازی اخبار بین الملل

کنده کاری: پاریس خیابان تیراندازی اخبار بین الملل

www.bookboon.com

چاپ کتاب PDF

خرید کتاب از آمازون

خرید کتاب زبان اصلی

توجه: در صورتی که فایل دارای ایراد است یا حقوق نویسنده رعایت نشده با ما تماس بگیرید

گت بلاگز اخبار حوادث دوستمان را کشتیم تا حسابش را خالی کنیم ولی پولی نداشت! / اعترافات هولناک قاتل و همدستش

خرید و دانلود

عامل نقشه دستبرد به ارثیه 100 میلیونی که رفیق 15 ساله اش را به نحوه فجیعی به قتل رسانده و جسد او را در حاشیه روستای کلاکوب مشهد به آتش کشیده بود در حالی بعد از

اعترافات هولناک قاتل و همدستش: دوستمان را کشتیم تا حسابش را خالی کنیم ولی پولی نداشت!

عبارات مهم : خیاطی

عامل نقشه دستبرد به ارثیه 100 میلیونی که رفیق 15 ساله اش را به نحوه فجیعی به قتل رسانده و جسد او را در حاشیه روستای کلاکوب مشهد به آتش کشیده بود در حالی بعد از 48 ساعت تلاش شبانه روزی دستگیر شد که پسر عموی 15 ساله اش نیز در ارتکاب این جنایت هولناک نقش داشت.

به گزارش خراسان؛این پرونده جنایی از ظهر پنج شنبه گذشته زمانی روی میز قاضی خاص قتل عمد گشوده شد که یکی از اهالی روستای کلاکوب با مشاهده جسد سوخته یک مرد در حدفاصل روستای فراگرد و کلاکوب، ماجرا را به کلانتری خلق آباد گزارش کرد. ساعتی بعد با حضور قاضی احمدی نژاد و کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی در محل کشف جسد، تحقیقات در این باره شروع شد.

جسد مربوط به مردی حدود 35 تا 37 ساله بود که آثار شال سفید رنگی روی گردنش تظاهر می کرد. بنابراین گزارش در حالی که هیچ اسناد هویتی همراه مقتول نبود، مشخص شد که مرد مجهول الهویه در مکان دیگری به قتل رسیده است و عامل یا عاملان جنایت، جسد او را در اطراف بزرگراه منتهی به خین عرب به آتش کشیده اند.

دوستمان را کشتیم تا حسابش را خالی کنیم ولی پولی نداشت! / اعترافات هولناک قاتل و همدستش

به همین علت و با دستور قاضی شعبه 208 دادسرای عمومی و انقلاب مشهد، تحقیقات راجع به افراد گم شده است ادامه یافت. با توجه به اهمیت و حساسیت موضوع، گروه خاص ای از کارآگاهان زبده اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی به سرپرستی سرهنگ مهدی سلطانیان (رئیس دایره قتل عمد) و با نظارت مستقیم سرهنگ غلامی ثانی (رئیس اداره جنایی) پیگیری این پرونده را به عهده گرفتند و تحقیقات فنی و تخصصی خود را با تجزیه و تحلیل های کارشناسی شروع کردند.

این گونه بود که ردیابی ها با بررسی پرونده های فقدانی وارد مرحله جدیدی شد. این بررسی ها نشان داد که خانواده فردی به نام «جواد» روز پنج شنبه طی گزارشی به پلیس آگاهی اعلام کرده اند که «جواد» 37 ساله از روز چهارشنبه و از کارگاه خیاطی خود گم شده است و دیگر به منزل مراجعه نکرده است.

عامل نقشه دستبرد به ارثیه 100 میلیونی که رفیق 15 ساله اش را به نحوه فجیعی به قتل رسانده و جسد او را در حاشیه روستای کلاکوب مشهد به آتش کشیده بود در حالی بعد از

کارآگاهان با مطالعه این گزارش به صراحت دریافتند که جسد سوخته کشف شده است در ظهر پنج شنبه، مربوط به مرد خیاط است بنابراین از خانواده وی درخواست کردند تا جسد را در پزشکی قانونی شناسایی کنند. در حالی که با دستور قاضی احمدی نژاد این امکان فراهم شده است بود ولی خانواده او فقط توانستند از روی سگک کمربند وی را شناسایی کنند. بدهید ترتیب با شناسایی هویت جسد مشخص شد که از خودروی پراید جواد نیز خبری نیست به همین علت جلسه کارشناسی کارآگاهان در نیمه های شب با حضور قاضی خاص قتل عمد در پلیس آگاهی تشکیل شد و کارآگاهان روند تحقیقات را به گونه دیگری عوض کردن دادند و به ردیابی ماشین با استفاده از امکانات پلیسی پرداختند آیا که جسد بابنزین به آتش کشیده شده است بود و احتمال می رفت عامل یا عاملان جنایت، بنزین مورد استفاده را از یکی از جایگاه های سوخت خریده باشند!

از سوی دیگر نیز همسر مقتول در بیانات خود به کارآگاهان گفت: روز چهارشنبه دو بار با همسرم تلفنی تماس گرفتم تا او را جهت صرف آش به منزل مادرم دعوت کنم ولی او گفت: قرار است «هادی» (یکی از دوستان قدیمی مقتول) بدهی اش را به من بپردازد و ادامه داد بعد از دریافت پول، به منزل می آید! ولی هنگامی که دیر کرد دوباره ساعت 15:30 با همسرم تماس گرفتم که این بار گفت: «هادی» به یک واحد آپارتمانی رفته است و من بیرون منتظرم که بیاید ولی نمی دانم آن واحد آپارتمانی در کدام طبقه است!

با به دست آمدن این اطلاعات، کارآگاهان اداره جنایی با صدور دستوری از سوی سرهنگ حسین بیات مختاری (رئیس پلیس آگاهی خراسان رضوی) در چند شاخه اطلاعاتی به ادامه تحقیقات پرداختند تا هر گروه از آنان یکی از سرنخ های به دست آمده را پیگیری کنند.

دوستمان را کشتیم تا حسابش را خالی کنیم ولی پولی نداشت! / اعترافات هولناک قاتل و همدستش

در حالی که بررسی ها به روز بعد کشیده بود مغازه میوه فروشی هادی در کوی امیر مشهد شناسایی شد ولی او در مغازه نبود به همین علت کارآگاهان با توسل به شگردهای اطلاعاتی به صورت تلفنی با او در اطراف میدان شهید فهمیده قرار گذاشتند و هنگامی که سوار خودروی کارآگاهان شد ناگهان خود را در محاصره پلیس دید ولی خونسردی خود را طوری حفظ کرد که انگار او را به اشتباه گرفته اند.

کارآگاهان بلافاصله با کسب مجوز قضایی، منزل او را در منطقه کشف مشهد مورد بازرسی قرار دادند ولی هیچ اثری از جرم در منزل او پیدا نشد. هادی در بازجویی های اولیه اظهار کرد: چهارشنبه به خیاطی هادی رفتم او مرا تا صدمتری رساند که به منزلم بروم و دیگر خبری از او ندارم!

عامل نقشه دستبرد به ارثیه 100 میلیونی که رفیق 15 ساله اش را به نحوه فجیعی به قتل رسانده و جسد او را در حاشیه روستای کلاکوب مشهد به آتش کشیده بود در حالی بعد از

درحالی که هیچ مدرک محکمه پسندی علیه هادی به دست نیامده بود و احتمال آزادی وی با قرار قانونی وجود داشت ناگهان شاخه اطلاعاتی دیگر کارآگاهان با بررسی دوربین های مدار بسته یکی از پمپ بنزین ها به سرنخ هایی رسیدند که نشان می داد خودروی پراید مقتول در اطراف جایگاه سوخت پارک شده است و مردی با کاپشن قهوه ای و مشخصات تقریبی هادی درون آن نشسته است.

با اعلام گزارش این گروه اطلاعاتی از کارآگاهان، بلافاصله با اسناد تازه «هادی» دوباره مورد بازجویی های تخصصی قرار داده شد در حالی که عقربه های ساعت 12 نیمه شب شنبه را نشان می داد، وی با دیدن مدارک انکارناپذیر لب به اعتراف گشود و راز این جنایت هولناک را در حضور قاضی احمدی نژاد و سرهنگ بیات مختاری فاش کرد.

دوستمان را کشتیم تا حسابش را خالی کنیم ولی پولی نداشت! / اعترافات هولناک قاتل و همدستش

این مرد 30 ساله طی بیانات وحشتناکی گفت: من و جواد دوستان قدیمی بودیم به طوری که دوستی و رفاقت ما از مرز 15 سال گذشته بود. در این میان من مبلغ یک میلیون تومان از او قرض گرفته بودم ولی نمی توانستم این بدهی را پرداخت کنم اگرچه «جواد» جهت گرفتن پول هیچ وقت مرا تحت فشار نگذاشت ولی هر بار هم که ماجرای بدهی را مطرح می کرد من توان پرداخت نداشتم تا این که روزی شنیدم حدود 100 میلیون تومان به او ارث رسیده است.

مادر جواد سال های قبل فوت کرده بود و پدرش نیز چند ماه قبل جان سپرد. به همین علت مبلغ ارثیه بالایی به «جواد» رسید. هنگامی که این عنوان را فهمیدم وسوسه دستبرد به این پول هنگفت مرا رها نمی کرد. تا این که تصمیم گرفتم با نقشه ای دوستم را به قتل برسانم و پول هایش را به دزدی ببرم. به همین علت عنوان را با پسر عموی 15 ساله ام که در میوه فروشی نزد من کار می کرد در میان گذاشتم و از او خواستم تا با من همکاری کند و مبلغ زیادی هم از این پول را بردارد.

او هم بلافاصله پذیرفت و من ابتدا نقشه مسموم کردن جواد را کشیدم روز سه شنبه گذشته مقداری قرص خواب آور از داروخانه خریدم و با تهیه یک جعبه شیرینی خامه ای به کارگاه خیاطی رفتم تا ابتدا او را بیهوش کنم و سپس به قتل برسانم ولی پشیمان شدم آیا که شرایط این کار در خیاطی اصلا فراهم نبود از سوی دیگر هم رمز کارت بانکی او را نداشتم و نمی توانستم پول هایش را از حساب بیرون بکشم. این بود که نقشه دیگری طرح کردم.

روز چهارشنبه دوباره به خیاطی رفتیم من از پسرعمویم خواستم تا رمز کارت او را حفظ کند. وارد خیاطی شدیم به جواد گفتم مبلغ یک میلیون بدهی را به حساب بانکی اش واریز کرده ام او با تعجب گوشی تلفنش را بیرون آورد و گفت: نه! اگر واریز شده است باشد برایم پیامک ارسال می شود! ولی من اصرار کردم که حتما بانک اشتباه کرده و سپس از او خواستم از حسابش موجودی بگیرد تا همه چیز مشخص شود. در حالی که جواد شماره رمزش را وارد کارت خوان می کرد پسرعمویم نیز پشت سر او قرار داده شد و شماره رمز را حفظ کرد.

وقتی باز هم گفت: پولی به حسابم واریز نشده است بلافاصله قسمت دوم نقشه را اجرا کردم و به او گفتم دایی ام این مبلغ را به حساب شما ریخته است بیا با هم به منزل آن ها برویم تا رسید واریز را بدهم! طبق نقشه قرار بود او را به واحد آپارتمانی خواهر پسرعموی 15 ساله ام بکشانیم که آن روز خالی بود! به همین علت اکبر را سریعتر به منزل خواهرش فرستادم تا پشت در مخفی شود و هنگامی که ما وارد شدیم او شال را دور گردن جواد بیندازد!

همه چیز طبق نقشه پیش رفت و من و جواد سوار بر پراید او به منطقه خواجه ربیع رفتیم. جهت آن که از حضور اکبر اطمینان پیدا کنم ابتدا خودم اوج رفتم و سپس از جواد خواستم اوج بیاید تا رسید را ببیند هنگامی که وارد اتاق شد ناگهان اکبر شال سفید را دور گردنش انداخت و دو نفری کشیدیم ولی قدرت جواد زیاد بود به طوری که مرا به طرف مبل منزل پرت کرد در این لحظه با لگد زیر پایش زدم و هنگامی که روی زمین افتاد دو نفری شال را کشیدیم تا خفه شد.

بعد از آن کارت بانکی او را برداشتم و با پسرعمویم از منزل بیرون آمدیم تا هم بنزین جهت سوزاندن جسد تهیه کنیم و هم پول ها را از حساب بانکی برداریم ولی هنگامی که کارت را درون عابر بانک گذاشتیم مشخص شد که پسرعمویم دو شماره آخر رمز او را فراموش کرده است هر چه تلاش کردیم نتوانستیم پولی از حساب او برداریم البته بعد فهمیدم که پول ها در حساب همسر جواد بود بعد از این ماجرا به سمت پمپ بنزین رفتیم من در اطراف جایگاه سوخت داخل پراید نشستم و پسرعمویم را با ظرف 4 لیتری به جایگاه سوخت فرستادم هنگامی که بنزین را آورد دوباره به منزل رفتیم و جسد را با آسانسور به صندلی عقب پراید جواد انتقال دادیم. سپس پسرعمویم را در نزدیک منزلشان پیاده کردم و خودم به سوی بزرگراه کلات رفتم و شبانه جسد را در اطراف روستای کلاکوب به آتش کشیدم و از آن جا گریختم تا این که دستگیر شدم.

در پی اعترافات این جوان 30 ساله، بلافاصله کارآگاهان در کنار قاضی خاص قتل عمد و در حالی که عقربه های ساعت 2 بامداد روز گذشته را نشان می داد موفق شدند اکبر را دستگیر و به پلیس آگاهی انتقال یافته کنند.این نوجوان 15 ساله نیز آن چه را پسرعمویش بازگو کرده بود، پذیرفت و بدهید ترتیب این پرونده جنایی در کمتر از 48 ساعت و با تلاش شبانه روزی مقام قضایی و کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی در حالی به نتیجه رسید که بررسی های زیاد راجع به زوایای دیگر این جنایت هولناک از سوی سرگرد حمیدفر (افسر پرونده) همچنان با دستورات خاص قضایی ادامه دارد.

شایان ذکر هست، خودروی پراید مقتول نیز در پی اعترافات «هادی» در فاصله حدود 600 متری از محل سکونت متهم کشف شد.

واژه های کلیدی: خیاطی | خراسان | پرونده | پلیس آگاهی | خراسان رضوی | اخبار حوادث


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs

خرید کتاب از گوگل

دانلود کتاب لاتین

خرید کتاب لاتین

خرید مانگا

خرید کتاب از گوگل بوکز

دانلود رایگان کتاب از گوگل بوکز

دانلود رایگان کتاب از آمازون

دانلود رایگان کتاب از گوگل بوکز

کتاب روانشناسی به انگلیسی

رفتن به نوار ابزار